تبليغاتX
باتو ولي تنها
 زندگی گفت..........................
زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گوید دل من,عقل نالید کجا حل شود مشکل من , مرگ خندید در خانه ی ویرانه ی من. زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گوید دل من,عقل نالید کجا حل شود مشکل من , مرگ خندید در خانه ی ویرانه ی من.


باور کن که دوستت دارم ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم .... ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم.... ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم.... ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم.... ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم.... ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم.... ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم.... دوستت دارم


هوا بوی نم گرفته
دوباره دلم گرفته
صدای گریه ی بارون
تو خیابون دم گرفته
با نگاهت قلبمو ازم گرفتی اینم بمونه
با غرورت منو دست کم گرفتی اینم بمونه
گفتی که قلبتو پس میدم دیوونه اینم بمونه
گفتم این قلب توه پیشت بمونه اینم بمونه
خواستم عاشقت کنم گفتی محاله اینم بمونه
گفتی که تو هم دلت چه خوش خیاله اینم بمونه
من میگفتم شب عشق با این سیاهی نداره ترسی برام وقتی تو ماهی
تو میگفتی آره من ماهم ولی تو اومدی آسمونت رو اشتباهی اینم بمونه اینم بمونه...

زمانی عاشقی ومیتونی ادعا کنی عشقت واقعیه که رهاش کنی...در قفس رو باز کنی و بزاری پرنده ی قشنگت پرواز کنه...آزاد،آزاد...بزار اونقدر بره که تو انتهای آسمون ببینسش...مطمئن باش اگه دلش عاشق باشه وبرگشتنی باشه، برمیگرده ...اما اگه بر نگشت...بسپرش دست خدا...بذار اونقدر پرواز کنه تا به اون جایی که میخواد برسه. به همون جایی که دل کوچیکش شاد باشه واحساس سعادت کنه و تو رو تو رویات خوشحال کنه

|+| نوشته شده توسط مارال در سه شنبه هجدهم فروردین 1388  |
 کا ش میشد



کاش می شد که من حرف دلم را گویم
کاش می شد که من راز دلم را گویم
کاش می شد که من در دل تو لانه کنم
کاش می شد که من هر دو جهان هدیه کنم
**********
کاش می شد تو فقط بهر دل من بودی
کاش می شد که فقط در طلب من بودی
کاش می شد که بگویم همه عمر منی
کاش می شد که بگویم همه قلب منی
**********
کاش می شد که به نزدت بودم
کاش می شد که غلامت بودم
کاش می شد رخ تو جلوه من
کاش می شد لب تو غنچه من
**********
کاش می شد تن تو مامن من
کاش می شد چشم تو چشمه من
کاش می شد که لبت نوش کنم
کاش می شد که فراموش کنم
**********
کاش می شد دل تو نرم بود
کاش می شد دل تو جادو بود
کاش می شد تن تو صرف کنم
کاش می شد که تو را درک کنم
**********
*******
***
*
 کاش می شد که فریاد زنم

که فروغ همه عمر من است
کاش می شد به خلایق گویم
که فروغ شیشه عمرم باشد
**********
کاش می شد که پری زاد شوم
و روم من همه شب در خوابش
کاش در خواب هم می گفتم
که فروغ چشمه ایمان من است
**********
کاش می شد که می دانستم
لعل من با دگری نیست هنوز
دل من در طپش قلبش بود
جان من در سر زلفش ز جنون
**********
کاش می شد که من هر دو جهان
زیر پایش بگذارم ز وجود
کاش می شد که من و او باهم
زیر یک سقف شویم تا بدرود
**********
کاش می شد که فروغ قلبم
نور خود را زدلم باز نگیرد
کاش می شد که فروغ با دل من
تا ابد خانه خود را سازد
**********
کاش می شد که بفهمد مستم
مست آن صوت دل انگیز لبش
کاش می شد که خدا در دو جهان
مستم از ناز خمارش بکند
**********
کاش می شد ولی افسوس نشد
همه رویای من ، آورده نشد
قسمتم بود که تنها بشوم
من بمیرم که افسانه شوم
|+| نوشته شده توسط مارال در سه شنبه هجدهم فروردین 1388  |
 ببین با تخم مرغ چه کارهای کردن...........

|+| نوشته شده توسط مارال در سه شنبه هجدهم فروردین 1388  |
 وصیت نامه عشق...........

مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و در


طابوتی بگذارید از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد


دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهید تا بدانند همیشه دوست


داشتم کسی را در آغوش بگیرم چشمهایم را باز بگذارید تا بدانند


همیشه چشم انتظار بودم صورتم را رو به غروب آفتاب بگذارید تا


بدانند عشق من غروب کرده و زندگی ام تمام شد . مرا در آفتاب


بگذارید تا بدانند عشق من شعله ور شد.


|+| نوشته شده توسط مارال در سه شنبه هجدهم فروردین 1388  |
 صفای اشک..................

سلام


و سلامی به تو ای مهوش طناز خرام


تو کجایی که ببینی


تن من را دگران


تا لب قبرم بردند


کفنم را زثریای خدا پیچیدند


من هنوز منتظرم


که تو آیی اینجا


تا به دستان خودت


تن من را تو گذاری در گور


ذره ذره ریزی


خاک سرد نسیان بر جسدم


من هنوز منتظرم


که تو آیی اینجا


تا آخرین دیدن من در دنیا


باز هم چهره زیبای تو باشد جانا

 

******************

ای همه دلشدگان


حال مرا می بینید


من در این لحظه آخر هم باز


موقع رفتن و دل کندن از این عالم خاک


باز  هم محتاجم


باز هم می خواهم


که فروغ قلبم


خود او شیشه عمرم شکند


ولی ای یار بدان


که در آن دنیا هم


تک فروغ دل بیمار منی

****************

 

من امیدوارم تا


که فروغ قلبت


تا جهان هست


فزاینده بود


باز هم می گویم


که فروغ دل غمخوار منی

|+| نوشته شده توسط مارال در سه شنبه هجدهم فروردین 1388  |
 یاد ایامی که ..................

     یادایامی که درگلشن فغانی داشتم

                    درمیان لاله وگل آشیانی داشتم آشیانی داشتم

                 گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار

                 پای آن سرو روان اشک روانی داشتم

                    گردآن شمع طرب می سوختم

                        پروانه وارپای آن سرو روان

                          اشک روانی داشتم

                              اشک روانی

                                داشتم

|+| نوشته شده توسط مارال در سه شنبه هجدهم فروردین 1388  |
 خوشگله..............
|+| نوشته شده توسط مارال در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387  |
 خدایا................
|+| نوشته شده توسط مارال در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387  |
 متن نامه پسر 9 ساله به دختر همسایه

 

 

 




 

 

 

 

 

Image hosted by TinyPic.com

|+| نوشته شده توسط مارال در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387  |
 عشق یعنیی...............
 
 

              عشـق یعنـی هـمون سـلام اول

              عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب


             عشق یعنی انفجار احساسات


            عشق یعنی کم کردن فاصله ها


         عشق یعنی کلید یک رابطه ی محکم


         عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن


            عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه


        عشق یعنی مثل اشراف زاده ها باهاش رفتار کنی


 

 

        عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه


             عشق یعنی وقتی باهاش قرار داری به خودت برسی


           عشق یعنی یک عالمه حرف رو با یه اشاره گفتن


              عشق یعنی هولش بدی تو یک مسیر درست


              عشق یعنی یه بازی که تمومی نداره


            عشق یعنی من وتو ما میشویم


             عشق یعنی حرفشو باور کنی


             عشق یـعنی جادوش کنی


                 عشق یـعنی عشق

|+| نوشته شده توسط مارال در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387  |
 
 
بالا